ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
هنر از دیدگاه عکاسی
01-09-2018, 03:43 PM
ارسال: #1
هنر از دیدگاه عکاسی
مثلث آفرينش
مراحل آفرينش يك اثر هنري ذهنيت هر هنرمند دستاورد زبان، ساختار اجتماعي، روانشناسي، ايدئولوژي و ساير عناصر فرهنگي معيني است كه در كل شكل و نوع جهان بيني او را آشكار مي سازد. هرگز دو هنرمند را نمي توان يافت كه جهان را كاملاً يكسان دريافت و احساس كنند. انديشه و پندار هنرمند از طريق تصاوير ذهني او متبلور مي شود و ماهيت تصويرهاي ذهني او چگونگي ادراك و دريافت جهان عيني پيرامون او را پيوند مي زند.
نخستين مرحله در شكل گيري وآفرينش يك اثر هنري مرحله دريافت است كه در اين مرحله نخستين انديشه و نمادي را كه در غالب اشكال مادي و محسوس ظاهر مي شوند دريافت مي كند.
دومين مرحله، تحليل است كه ذهن هنرمند را از راه شهود و الهام در شكل عيني اين انديشه و نماد تغييراتي را داده و صورتهاي خيالي « انتزاعي» به آن مي افزايد.
سومين مرحله آفرينش ، كه هنرمند سرانجام براي بيان مفاهيم صورتهاي ذهني خويش به انتخاب مواد، مصالح، ابزار كار و شيوه مناسب مي پردازد و در اين راه از تماس توانائيهاي تكنيكي و آگاهيهاي هنري خويش بهره مي گيرد.
اساس تفكر انساني دريافت حسی اوست
دريافت، انديشه هنرمند را شكل مي بخشد پندارها و آرمانهاي ذهني او را پي مي ريزد . نيروي تخيل و تصور وي را بارور مي سازد هنرمند از طريق ديدن و مشاهده كردن شنيدن و لمس كردن و ساير حواس با جهان پيرامون خويش در پيوندي ناگسستني قرار مي گيرد و به دريافتهاي حسي بي شماري دست مي يابد. و هر اندازه اين پيوندهاي واقعي او با جهان بيرون فني تر باشند وسعت فكر و انديشه اش بيشتر و دامنه تخيلات هنري او گسترده تر خواهد بود.
مرحله تحليل در جريان آفرينش هنري ما زماني آغاز مي شود كه هنرمند بعد از دريافت هاي حسي خويش از جهان پيرامون خود به منظور بيان انديشه ذهني خود ، دست به انتخاب شكلهاي نمادين مي زند.
در اين هنگام ذهن هنرمند از راه شهود و الهام و نيز با تأثير پذيري از ويژگيهاي فرهنگ ذخيره فردي در چگونگي شكل و صورت نماد يا انديشه مزبور تغييراتي به وجود مي آورد و سور ذهني جايگزين صورتهاي عيني مي شود.
دريافت هنرمند از طبيعت پس از گذر از مرحله تحلیل به صورتهاي ذهني و تخيلي تغيير شكل مي يابد و طبيعت توسط ذهن هنرمند تفسير مي شود و نه تقليد هنرمند از طريق ديدن و مشاهده دقيق جهان پيرامون خود به كشف صورتهاي طبيعت مي پردازد و تصوري شهودي از آنها ارائه مي دهد و تنها شناخت صورتهاي عيني ، طبيعت و تكرار ساده آنها هرگز با آفرينش هنر نمي انجامد . در مرحله تحليل رويا و تخيل نقش اساسي و عمده به عهده دارند . هر پندار و انديشه اي كه به مرحله تحليل مي رسد به صورتهاي تخيلي بدل مي گردد . فانتزي و رؤيا يكي از شكلهاي انعكاس واقعيت است و در واقع فانتزي از واقعيت زاده مي شود . و فانتزي و رؤيا به هنرمند امكان مي دهد تا فراسوي بازسازي سادة طبيعت عمل كند . هنرمند براي بيان صورتهاي ذهني خويش و انتقال مفاهيم آن به ديگران نيازمند به ابزار و وسايل گوناگون بيان است.

تناسب
تناسب تكميل كننده جزء ، جزء ابعاد بصري است و آرايش هر يك از اين عناصر را به خوبي بر بيننده نمايان مي سازد . عدم رعايت تناسب در هر يك از عناصر بصري در آثار هنري موجب اغتشاش و بي نظمي و نارسايي پيام مي گردد.
تعريف تناسب
روابط كيفيتي اجزاء يا كل اجزاء با يكديگر كه ناشي از يك مفهوم رياضي است و در هنرهاي بصري اهميت به سزايي دارد . نگاه انسان به اطراف به صورت مربع است .
كادر
كه به آن محدود يا حريم اثر مي گوئيم. به معني محدود كردن تصوير در چارچوب خاصي است و به خطوطي گفته مي شود كه شكلهايی را در خود جاي مي دهد و آن ها را قاب مي كند. اهميت كادر در ارتباط تصويري ( كادر بندي به هنگام عكس + عدم تغيير كادر بندي در موقع چاپ)
تناسب طلايي
در تناسب طلايي كادر مستطيل به دو حالت افقي و عمودي قابل استفاده است .
آزمايش : يك پرگار را بر مي داريم نوك پرگار در گوشه كاغذ قرارداده و به اندازه عرض كاغذ پرگار را باز نموده و قوصي مي زنيم بعد نوك پرگار را در عكس مسير اول قرارداده و قوص ديگري بر روي كاغذ مي زنيم دو قوص را به يكديگر متصل كرده و مربعي به وجود خواهد آمد.
اين مربع را مربع شاخص و اين كادر را تناسب طلايي مي گويند.
تعريف تناسب طلايي :
نسبت جزء‌كوچكتر به نسبت جزء‌ بزرگتر برابر است با نسبت جزء‌ بزرگتر با كل رعايت تناسب كه در يك كادر بسته صورت مي گيرد معياري است براي ارزيابي روابط بين اجزاء تشكيل دهنده يك اثر هنري » مباني ارتباط تصويري به معناي درك تصوير به منظور اينكه تصاوير را بهتر درك كنيم و در جهت هدف مورد نظر گام برداريم و نهايتاً از درك طبيعت بهره مند مي شويم.
ديدن ظاهر و باطن هر جزء از طبيعت و جهان هستي مطالعه جهان هستي و بي نظمي را به نظم در آوردن و به نوعي فرم و مفهوم را براي ديگران آشكار نمودن پيام ، انتقال پيام به مخاطب در انواع روشهاي گوناگون قراردادن عناصر مجرد در يك كادر و رسيدن به يك مفهوم خاص از وظايف هنرمند است.
در صحبت كردن از 32 حرف الفباي فارسي استفاده مي كنيم . منتها پيچيدن و اتصال اين حروف متغير است . پرورش فكر، جهت توليد هر كار هنري لازم است . روش يا سبك در هنر ابتدا يك فكر و تحقيق راجع به شناخت پايه و اصول بصري يك سبك يا روش است .
اطلاعات عمومي
فيلتر ND :
1ـ باعث ايجاد بافت مي شود.
2ـ حساسيت را پايين مي‌آورد . مثلآً حساسيت 100ASA را به 50ASA تبديل مي كند.
فيلتر پلاريزه : به رنگ خاكستري ـ انعكاس نور ـ انعكاسها را مي توان توسط اين فيلتر از بين برد . مثال : عكاسي در شيشه
هر چه سرعت بالاتر رود انجماد در عكس صورت مي گيرد.
كاهش عمق ميدان باعث می شود بگراند فلو مي شود.
ديافراگم بسته : عمق ميدان بيشتر
سيم سنكروريزه : سيمي كه مي توان به وسيله آن فلش را از دوربين جدا كرد و در فاصله هاي ديگر قرار داد .
اگر نور مستقيم از فلش به چهره برخورد كند و بافت خود را از دست مي دهد

جهت نور
جهت نور كه به موضوع مي تابد در مثالهاي زير بيشتر به زاويه ديد مربوط مي شود . اگر موضوع را در صحنه افقي ساعت فرض كنيم زاويه ديد دوربين روي ساعت 6 قرار دارد . نوري از مقابل ، اگر نور از ساعت 6 بتابد سايه هاي موضوع مستقيماً پشت آن قرار گرفته و ديده نمي شود اين سايه ها در زاوياي ديد ديگر وجود دارد . نمود موضوع تلخ تر مي شود . برجسته نمايي و بافت سطح از كف مي رود . اين نور ممكن است از سايه های مزاحم و برجسته نمايي ناخواسته جلوگيري كند .
چهره ها را جوان تر مي نماياند ، چين و چروكها و بر آمدگي ها را پنهان مي سازد در غالب موارد استقرار نور اصلي در جوار دوربين شكل را حل مي كند ، اما در شرايط حساس مي توان با تمهيد ديگري نور را كاملاً‌ از محور دوربين به موضوع تاباند . زيرا نور از موضوع مستقيماً به عدسي دوربين منعكس مي شود ، اين روش تمهيدي است شبيه فرآيند پروجكشن يا نمايش پس زمينه از مقابل با تابش نور از موضع كاملاً مقابل به طرفين نمود موضوع تغيير مي كند.
اگر نور با زاويه به موضوع بتابد سايه هاي نقوش بر جسته و سايه كل موضوع به سطوح همجوار گسترده تر مي شود . اگر اين نور نرم باشد درخشش كمتر و با نور سخت درخشش بيشتر خواهد شد.
نور جانبي Side Light :
چراغي در ساعت 3 يا 9 نسبت به موضوع زاويه اي كاملا جانبي دارد اگر موضوع يك سطح و كاملاً تخت باشد از لحاظ نظري نور نديده باقي مي ماند ، اما هر نوع بر جستگي در سطح آن با جلوه اي دو چندان نمو مي يابد . مشابه اين نور را در طبيعت به هنگام غروب زماني كه نور خورشيد به چين خوردگيهاي زمين سائيده مي شود .
چنين نور آشكار كننده بافتي را به طور مجرد و بدون در نظر گرفتن شرايط خاصي از هر زاويه اي (بالا، پايين، طرفين و ...) مي توان به موضوع تاباند. اين نور به خصوص در چهره پردازي جلوه هاي خاصي ايجاد مي كند.
نور پشت :
نور در حوزه ساعت 12 مستقيماً پشت موضوع پنهان شده و ديده نمي شود و اثرآن ناچيز است . اما هر تار مو هر خز و از اين قبيل كاملاً ‌روشن مي شود در حوزه ساعت 11 يا 1 حاشيه هاي جانبي و خطوط مرزي موضوع روشن مي گردد . در موضع بين 10و 11 ، 1 و2 نور پشت ارائه مي شود .
نور پردازي را به طور مختصر تعريف نمائيد ؟
ـ نور پردازي قبل از اينكه كار مكانيكي يا كاربردي باشد يك انديشه از قبل تعيين شده است كه به وسيله رنگ و نور يا سايه و روشنايي انجام مي گيرد و توسط لوازم و تجهيزات مختلفي بوجود می آید و بيشتر جنبه زيبا شناسانه دارد .
هنرهاي تجسمي يكي از مهمترين زبان هاي بي كلام است كه از طريق آن بيشترين و گسترده ترين مفاهيم توسط افراد و جوامع مختلف انساني از نژادها و مليت هاي گوناگون دريافت مي گردد . مفاهيمي كه از طريق هنرهاي تجسمي قابل درك و دريافت مي باشد، توسط عناصري بصري مانند : نقطه ، خط ، سطح ، حجم ، شكل ، رنگ ، بافت ، نور، ريتم ، حركت ، فضا و زمان ابراز مي گردد و هنرمند با انتخاب و آرايش اين عناصر با خلق اثري مفاهيم ، ذهني و عواطف احساسي خود را به جهان پيرامون خود منتقل مي سازد.

عناصر اصلي بصري :
به طور كلي عناصر : خط ، سطح و حجم عناصري هستند كه پديده هاي سه بعدي موجود در فضا را مي سازند و در اصطلاح هنري به آنها عناصر جرمي فضايي مي گوئيم .
اين چهار عنصر اصلي را كه ما در طبيعت مي بينیم و در مورد آنها فكر مي كنيم ، در رابطه با نور‌ حركت و زمان قابل تغييرند و در صورتي كه در اندازه ، شكل ، موقعيت ، جهت و تراكم آنها تغييراتي داده مي شود تنوع بي شماري مي يابد و به مفاهيم تازه تري بدل مي شود . كه از اين راه امكانات بياني بي شماري در آفرينش آثار هنري در اختيار هنرمند قرار مي گيرد .
نقطه از ديدگاه رياضي عنصري است كه هيچ گونه بعدي ندارد فضايي را اشغال نمي كند، در ابتدا و انتهاي هر خط قرار دارد و بالاخره از تقاطع و تماس دو خط بوجود مي آيد.
و بدين لحاظ ارزش بصري به ظاهر ندارد ، اما از ديدگاه هنرهاي تجسمي عنصري است بصري اثر نوك مداد يا قلم ما بر روي يك كاغذ سفيد نقطه كوچكي است كه در خود به اندازه لازم بصري ذخيره دارد و قادر است تا هر چشمي را به خود جلب كند .
نقطه ساده ترين و كوچكترين عنصر بصري است ، اما در عالم هنرهاي تجسمي شكل و اندازه نقطه در موقعيت هاي مختلف تغيير مي كند .
بطور مثال : لكه ابر در آسمان ، ساختماني در مجموعه يك شهر، قايقي در دريا نقطه محسوب مي شود . بنابراين بايد توجه داشت كه نقطه نسبت محيط و اطراف خود نقطه خوانده مي شود.
مثال: پنجره روشن يك ساختمان در شب از فاصله بسيار دور يك نقطه به نظر مي رسد و حال اگر به آن ساختمان نزديك شويم و در كنار پنجره قرار گيريم نقطه به حساب نمي آيد تصور همه ما از شكل نقطه دايره اي كوچك است در حالي كه نقطه به شكلهاي ديگر هندسي نيز ظاهر مي شود .
يك نقطه كوچك در خود داراي چنان انرژي و نيرويي است كه چشمها را به طرف خود جلب مي كند .
و به عنوان يك آغاز تجربه بصري در راه شناخت مباني ارتباطات بصري به كار گرفته مي شود بطور كلي نيروي نقطه ها از لحاظ بصري به موقعيت و اندازه آنها بستگي دارد.
براي بررسي كيفيتهاي بصري نقطه و شناخت حالتهاي گوناگون آن بايد اول يك كادر يا محدوده معيني را در صحنه در نظر گرفت و نقطه را در آن جا داد ، زيرا كادر معياري است مهم براي شناخت ويژگيهاي مختلف هر عنصر بصري و از اين رو در عالم هنرهاي تجسمي داراي اهميت فوق العاده اي است .
* كي لايت ( نوار اصلي ، ‌نور خورشيد)
* في لايت ( نورفرعي ، نور انعكاسی مثلاً از خورشيد)
* بك لايت ( نور پشت ، زمينه ، بگراند)
* اسپات لايت ( نور موضعي)
فيلتر UV : تفكيك كردن رنگها، از بين برنده اشعه ماوراء بنفش
فيلتر پلاريزه: حساسيت فيلم را پايين مي آورد ، ديافراگم را باز مي كند ، حساسيت ميدان را پايين مي آورد.
* بهترين زمان عكاسي در روز زماني كه خورشيد به زمين كاملا‌عمود است (حدود ساعت 12)
پاپ ارت و آپ پارت:
متولد شده از مكتب دادائیسم از جنگ جهاني اول
دادا به زبان روسي به معني اسب چوبي است .
در اين مكتب نگاهي سايه اي يا ريتم دار مورد توجه بود.


آپ آرت و عكاسي
در حقيقت گونه اي خاص از نقاشي هندسي انتزاعي است و متكي بر كمپوزسيون هاي ساخته شده ويژه اي است كه به دليل خطاي واصله چشم ، احساسی شبيه حركت ريتم دار در رنگ يا تركيب بوجود مي آورد . آپ آرت نموداري است از نگرش ذهني و تكنيكي . نور پردازي مشبكي بر اندام و عناصر ديگر . تلفيق دونگاتيو بر روي هم و يا ايجاد ترام هاي مختلف ، سوپر ايمپوز ساندويچ مونتاژ
ترام : اجزاي تشكيل دهنده تصوير مانند پيكسل در كامپيوتر .
سوپر ايمپوز :
ساندويچ مونتاژ: قراردادن دو فيلتر روي هم در انگرانديسمان
فتوگرام: هر گونه اشياء مثل، قيچي، شانه، دست و ... روي كاغذ حساس قرار مي دهيم وقتي نور از آن رو مي شود اين شئی باعث مي شود نور به كاغذ نخورد.
پاپ آرت و عكاسي
بيهودگي جنگ و عقايد و نقطه نظرات متناقضي كه در مورد آن وجود داشت عاملي بود كه باعث پيدايش نهضت دادائیسم در زمان جنگ جهاني اول گرديد.
جنبش نئوداديسم ( يكي سازي هنر و زندگي)
حضور فتوگرام در پاپ آرت:
اغراق كردن در يك سوژه بخصوص كمدي ، تكرار اصل يك تصوير تلفيق فتومونتاژ در پاپ آرت .
مفاهيم ديدن از بدو تولد تا ... سعي ما در برابر بهتر ديدن ، تقويت حس بينايي را همانطور كه به ما عطا شده مي پذيريم و معمولاً هيچ تلاشي براي تيزبين كردن آن نمي كنيم بهبود بخشيدن به كار حس بينايي و قوة درك بصري مي تواند هم به نگريستن ساده به پديده ها مورد استفاده قرار گيرد و هم به هنگامي كه منظورمان از پرورش دادن اين حس در حد يك وسيله بي نظير و بي رقیب در ارتباط ميان انسانها مي باشد ولي متأسفانه ما ديدن را خود به همانگونه طبيعي كه در ما است مي پذيرم و در گسترده كردن توانائيهاي آن نمي گوئيم .

خصايص اصلي نور
در هر نور خصايص عمده اي را مي توان بيان كرد :
اين خصايص عبارتند از :
1 ـ كيفيت 2ـ جهت
3ـ شدت مأثر 4ـ پوشش و رنگ نور
( به اندازه نياز اكسپوز ، ديافراگم ، شاتر و نور با هم برابر باشند)
زماني يك عكاس مورد بررسي قرار مي گيرد كه در مرحله پزتيو باشد.
نور Haid Light : ( سخت)
نور قدرتمند و قاطعي است كه سايه هاي قوي و مشخصي ايجاد مي كند اين نور خطوط مرزي و بافت سطح را آشكار مي سازد.
به شدت جهت دار است بنابراين مي توان آن را محصور كرد.
نقش نور اعم از نور خورشيد يا چراغ لكه اي ( اسپایلایت ) و ( استوديويي) در نور پردازي صحنه يكسان است .
نورSoft Light : ( نرم )
اين نور با استفاده از منبع نور سخت و با استفاده از مواد پخش نور ( دفيوژر) مي توان بدست‌آورد . هر چه تمركز يك منبع نور بيشتر باشد نور آن سخت تر است .
اگر فاصله نور كم بوده يا نسبت آن فراتر از نسبت موضوع باشد ، اثرات تفرق، ديفركشن افكت لبه هاي سايه ها را نرم كرده و از تيزي آن مي كاهد.
نور سخت به خاطر ماهيتش در روشن سازي نواحي مجاور محدود است ، موضوع در زير نور سخت بسته به نوع نور پردازي داراي روشني خام و خشن يا پخته و مشخص مي باشد.
صافت لايتروشنايي بدون سايه اي است با نور پراكنده و يكدستي كه ممكن است از آسمان ابري و گرد آلود مثل : لامپ هاي فلورسنت سقفي و يا منبع نور سختي كه با مواد پخش نور پوشانده شده باشد بدست آيد.

در زير اين نور ( نور نرم) بافت مواد نمود چنداني ندارد ، اين نور شكل دهي يا هر گونه تنوع مايع ها كه از ناهمواري سطح ناشي مي شود را به شدت مي كاهد ، محصور كردن حد پوشش اين منابع چندان ساده نيست .

ادامه مقاله در فایل ضمیمه قابل مشاهده می باشد . . . لطفا پس از دانلود یا مطالعه ، با فاتحه ای رفتگان مرا میهمان کنید . . .


فایل‌(های) پیوست شده
.zip  Akkasi.zip (اندازه: 36.72 KB / تعداد دفعات دریافت: 49)

طراحی وبسایت واکنشگرا اصفهان
برنامه نویسی اصفهان
پروژه های پایگاه داده و نمودار ER
دانلود پروژه کارآفرینی
کلید سازی سیار اصفهان
09131253620
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان