ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
فضا از دیدگاه هنری
01-09-2018, 03:27 PM
ارسال: #1
فضا از دیدگاه هنری
فضا (Space) واژهای است كه در زمینههای متعدد و رشتههای گوناگون از قبیل فلسفه، جامعهشناسی، معماری و شهرسازی بطور وسیع استفاده میشود. لیكن تكثّر كاربرد واژه فضا به معنی برداشت یكسان از این مفهوم در تمام زمینههای فوق نیست، بلكه تعریف فضا از دیدگاههای مختلف قابل بررسی است. مطالعات نشان میدهد با وجود درك مشتركی كه به نظر میرسد از این واژه وجود دارد، تقریباً توافق مطلقی در مورد تعریف فضا در مباحث علمی به چشم نمیخورد و این واژه از تعدد معنایی نسبتاً بالایی برخوردار است و تعریف مشخص و جامعی وجود ندارد كه دربرگیرنده تمامی جنبههای این مفهوم باشد. از این رو در این یادداشت به ذکر برخی کلیات در مورد مفهوم فضا بسنده می‎کنیم.
فضا یك مقوله بسیار عام است. فضا تمام جهان هستی را پر میكند و ما را در تمام طول زندگی احاطه كردهاست. فضا به محیط زیست اطراف ما احساس راحتی و امنیت میبخشد كه اهمیت آن در یك زندگی لذت‎بخش از نور آفتاب و محلی برای آرامش كمتر نیست.
هركاری كه انسان انجام میدهد، دارای یك جنبه فضایی نیز است، به عبارتی هر عملی كه انجام میشود، احتیاج به فضا دارد. دلبستگی بشر به فضا از ریشههای عمیقی برخوردار است. این دلبستگی از نیاز انسان به ایجاد ارتباط با سایر انسانها كه از طریق زبان‎های گوناگون صورت میپذیرد، سرچشمه میگیرد. همچنین بشر خود را با استفاده از فیزیولوژی و تكنولوژی، با اشیاء فیزیكی وفق میدهد و از این طریق یك رابطه و تعادل پویا بین انسان و محیط (اشیاء)، علاوه بر ارتباط میان انسانها، بوجود میآید. این اشیاء براساس یك سری روابط خاص به درونی و بیرونی، دور و نزدیك، منفرد و متحد، پیوسته و گسسته تقسیم شدهاند. برای اینكه بشر بتواند به تصورات و ذهنیات خود عینیت بخشد، بایستی كه این روابط را درك كند و آنها را در قالب یك مفهوم فضایی هماهنگ نماید. لذا فضا بیانگر نوع ویژهای از ایجاد ارتباط نیست، بلكه صورتی است جامع و دربرگیرنده هر نوع ایجاد ارتباط، چه میان انسانها و چه میان انسان و محیط.
فضا ماهیتی جیوه مانند دارد كه چون نهری سیال، تسخیر و تعریف آن را مشكل مینماید. اگر قفس آن به اندازه كافی محكم نباشد، براحتی به بیرون رسوخ می‎كند و ناپدید میشود. فضا میتواند چنان نازك و وسیع به نظر آید كه احساس وجود بعد از بین برود (برای مثال در دشتهای وسیع، فضا كاملاً بدون بعد به نظر میرسد) و یا چنان مملو از وجود سه بعدی باشد كه به هر چیزی در حیطه خود مفهومی خاص بخشد.
با اینکه تعریف دقیق و مشخص فضا دشوار و حتی ناممکن است، ولی فضا قابل اندازهگیری است. مثلاً میگوییم هنوز فضای كافی موجود است یا این فضا پر است. نزدیكترین تعریف این است كه فضا را خلائی در نظر بگیریم كه میتواند شیء را در خود جای دهد و یا از چیزی آكنده شود.
نكته دیگری كه در مورد تعریف فضا باید خاطرنشان كرد، این است كه همواره بر اساس یك نسبت كه چیزی از پیش تعیین شده و ثابت نیست، ارتباطی میان ناظر و فضا وجود دارد. بطوریكه موقعیت مكانی شخص، فضا را تعریف میكند و فضا بنا به نقطه دید وی به صورتهای مختلف قابل ادراك میباشد. .......

2.مقایسه تعریف فضا در معماری با دیگر علوم و هنرها:
فضا در فیزیک
تعریف فضا در فیزیک مورد اختلاف است. عقاید متنوعی که برای تعریف فضا استفاده شدهاند شامل موارد ذیل میباشند
ساختاری که با یک مجموعه از "ارتباطات فاصلهای" بین اشیاء تعریف شده است
یک مانیفولد که بوسیله یک سیستم مختصات (جایی که یک شیئ میتواند قرار گیرد( تعریف شده باشد.
یک نهاد که تمام اشیاء موجود در جهان را از تماس با یکدیگر باز میدارد.
در فیزیک کلاسیک ، فضا یک فضای اقلیدسی سه بعدی است، جایی که هر موقعیتی با استفاده از سه مختصات توصیف میشود. فیزیک نسبیت از فضا-زمان بجای فضا استفاده مینماید، فضا-زمان به صورت یک مانیفولد چهار بعدی مدل شده است.............



شعر و فضای آن

فضا خیال و خیال فضا است . هر چیزی که انسان به آن فکر می کند و یا در خیال خود می پروراند دارای فضایی است . فضا وجود مادی ندارد ولی این قابلیت را دارد که در وجود خود عناصری مادی و یا معنوی را جای دهد . انسان تنها زمانی قادر است حالتی خاص، مثلاً ناراحتی یا خوشحالی را به فردی دیگر منتقل نماید که فضایی غمگین یا شاد ایجاد کرده باشد و این فضا نیز توسط دیگران قابل درک باشد .

باید نکته ای را در اینجا ذکر نمود : « فضا جایی نیست که اشیاء در آن حضور پیدا می کنند بلکه وسیله ای است که به واسطۀ ذات خود زمینه حضور اشیاء را در خود فراهم می سازد . » برای درک این مفهوم کافی است به این نکته توجه داشته باشیم که فضا عنصری غیر مادی است ولی دارای ذاتی خاص ، که می تواند اشیاء را در خود جای دهد . یا می توان به این صورت گفت که این اشیاء نیستند که فضایی را شکل می دهند ، بلکه این ذات فضاست که اشیائی خاص را در خود جای می دهد و به آنها شکل و شمایلی خاص می بخشد . .....


همانطور که ذکر شد هر تفکر ، خیال و اندیشه ای برای اینکه خود را معرفی نماید نیاز به خلق فضا دارد و این اولین تشابه معماری و شعر است . البته فضایی که شعر خلق می کند با فضای معماری تفاوت دارد زیرا فضای معماری فضایی مادی است و لی فضای شعر فضایی معنوی می باشد که در خیال شکل می گیرد .

فضای شعر تنها زمانی قابل درک است که فردی شعری را بخواند و این امر به فرد بستگی دارد ، یعنی فرد آزاد است که شعری را بخواند یا نخواند . ولی همین فرد هنگامی که از خیابان یا کوچه ای عبور می کند بناهای مختلفی را می بیند ؛ که هریک باهم و در تقابل بایکدیگر نیز فضاهایی را ایجاد نموده اند . در اصل فرد خواسته یا ناخواسته ناچار به درک فضاهایی است که توسط معماران به وجود آمده است . و لی در مورد شعر این طور نیست او تنها زمانی فضای یک شاعر را درک می کند که خود بخواهد و اشعار او را بخواند .

شعری که شاعر می گوید ممکن است دو پهلو باشد و معانی مختلفی از آن درک شود . این مسئله مستقیماً به سطح فکری و اندیشه ای مخاطب مربوط می شود که در سطح آگاهیهای خود چه برداشتی از شعر شاعری خاص دارد . ولی در معماری به این شکل نیست درک از فضاها در غالب موارد بین تمامی سطوح فکری و اندیشه ای فقط یکی می باشد . نظیر احساس سبکی که در مسجد شیخ لطف الله برای هر ناظری پیش می آید .

آنچه که در این گفتار ذکر شد هدفی خاص را دنبال می کند . حال که ما می دانیم تمامی هنرها و از آن میان شعر و معماری وجود خود را مدیون خلق و درک فضا هستند ؛ و خلق و درک هر فصا نیازمند ابزارهایی خاص به خود است بنابراین گفتار های بعدی حول رابطه ها و تشابهات ادبیات و معماری در این زمینه خواهد بود .


.انواع فضا

اگر به معماری به عنوان نوعی جریان بنگریم و بخواهیم آینده و سیر تحول آن را بررسی کنیم , پاسخگویی به یک سوال الزامی است : چه چیز موضوع این تحول بوده ؟ یعنی در سیر تحول معماری چه چیز متحول شده است ؟ پاسخ کاملا واضح است : فضا . فضا مسئله ی محوری و بنیانی در معماری است . خلق آن یا خلق اتفاقی در آن مهمترین هدف معماری می باشد . این دیدگاه , در معماری دو مفهوم پایه ای را دنبال میکند : 1- فضا
2- عناصر تعریف کننده فضا
می توان این دو مفهوم را به فضای مثبت و فضای منفی تعریف کرد که در آن فضا همان فضای مثبت و عناصر تعریف کننده فضا مثل کف و سقف و دیوارها و ... فضای منفی می باشد . بررسی تاریخ معماری نشان می دهد که تحولات تاریخی در معماری در ساخت فضای منفی ( عناصر تعریف کننده فضا ) و به تبع آن شکل گیری تازه فضای مثبت بوده است .
به عنوان مثال اختراع قوس که معماری را از پوسته های ضخیم و سنگین رهانید , یکی از این تحولات محسوب می شود . اختراع چهارطاقی که به معماران امکانات و آزادی عمل وسیعی را بخشید یکی دیگر از این تحولات محسوب می شود . در واقع در تاریخ معماری , معماران سعی کرده اند هوشمندانه و پیچیده تر از عناصر تعریف کننده فضا ( فضای منفی ) به نفع فضا ( فضای مثبت ) استفاده کنند . در واقع در سیر تحول همیشه نسبت فضای مثبت به فضای منفی افزایش یافته است . اختراع قوس , اختراع چهارطاقی , اختراع گنبد و در دوران اخیر استفاده از سازه های فلزی و بتنی , همگی باعث افزایش حجم فضای مثبت شده اند , این یعنی حرکت به سمت تعریف فضا با حداقل ماده .
حال میتوان چنین تصور کرد که همین روند در آینده نیز ادامه خواهد یافت یعنی از حجم ماده کم می شود یا به عبارت دیگر ماهیت مادی عناصر تعریف کننده فضا مرتبا کاهش می یابد . با کاسته شدن از حجم و ماهیت مادی عناصر تعریف کننده فضا , تحولات عمیقی در مفهوم معماری و مفهوم فضا اتفاق خواهد افتاد . دیگر مفاهیم سنتی از قبیل دیوار , کف , سقف و ... نه مطلق خواهد بود و نه به تنهایی می توانند تعریف کننده فضا باشند .
به این ترتیب با متحول شدن مفهوم سنتی فضا و پررنگ شدن نقش عناصر غیر مادی تعریف کننده فضا و به حداقل رسیدن حرکت ماده و افزایش حرکت ها و ارتباطات غیر فیزیکی , مفهوم معماری نیز عمیقا متحول خواهد شد . یکی از نقاط تحول , فقدان فطعیت فیزیکی فضا خواهد بود که نتیجه مستقیم غیر مادی تر شدن مرزهای فضاست.................


4.عناصر فضا:

بدین‎ترتیب در تعریف فضا با دو مفهوم پایهای سروكار داریم: فضا و عناصر تعریف‎كننده یا محدودكننده فضا، به عنوان مثال اگر جعبهای را در نظر بگیریم، حجم خالی درون آن، فضا و دیوارههای جعبه، عناصر تعریف‎كننده فضا محسوب میشوند. فضا قابل لمس نیست، ولی عناصر تعریف‎كننده و محدودكننده آن قابل لمس، اندازه‎گیری، معرفی و تركیب با یكدیگر هستند. در حقیقت فضا از طریق عناصر محدودكننده آن قابل شناسایی است و كیفیت و شخصیت آن تابع عناصر متشكله آن و چگونگی ارتباط و نظم حاكم بین این عناصر می‎باشد. به بیان دیگر، فرم، كیفیت و نحوه ارتباط عناصر تعریف‎كننده فضاست كه شخصیت یك فضا را میسازد و به آن شكل، بعد و مقیاس میبخشد و برای ما قابل درك می‎كند.



عناصر هندسی تشكیل‎دهنده فرم یعنی نقطه، خط، صفحه و حجم می‎توانند با هم تركیب شوند و فضا را محدود و مشخص كنند. در مقیاس معماری، این عناصر به ستون‎ها، كف‎ها، دیوارها و سقف‎ها تبدیل می‎شوند. بدین‎ترتیب، فضای داخلی معماری به وسیله محدودهای كه دارای عناصر افقی نظیر كف و سقف و عناصر عمودی نظیر ستون‎ها و دیوارها میباشد، مشخص میگردد. به بیان دیگر، ستون‎ها، كف‎ها، دیوارها و سقف‎ها عناصر تعریف‎كننده فضای معماری هستند كه در كنار یكدیگر قرار می‎گیرند و با هم تركیب می‎شوند تا به بنا شكل ‎دهند، حدود مرز فیزیكی بنا را مشخص ‎و درون و بیرون آن را از یكدیگر جدا كنند و مرزهای فضای داخلی بنا را مشخص ‎و آن را از فضاهای داخلی اطراف و فضای خارج آن متمایز ‎سازند. «چارلز مور»، معمار آمریكایی، در این‎ خصوص میگوید: «وقتی از یك كف و یك سقف و چهار دیوار، یك اطاق ساخته میشود، در كنار این شش عنصر، عنصر هفتمی هم وجود دارد كه فضا است و این عنصر اثری بیش از عناصر فیزیكی دارد كه فضا توسط آنان ساخته شده است.» روی این اصل، فضای معماری با تركیب مناسب دیوارها، ستون‎ها، كف‎ها و سقف‎ها به هویت و كیفیت مورد نظر دست می‎یابد و محیطی مأنوس، مفید و قابل استفاده، زیبا و خوش‎آیند، و امن و مستحكم برای انجام كلیه فعالیت‎های زندگی در شرایط مختلف، فراهم می‎آورد. البته با اینكه سیستم ساختاری یك بنا (دیوارها، ستون‎ها، كف‎ها و سقف‎ها)، فرم و طرح اصلی فضاهای داخلی آن را تعیین می‎كند، لیكن، ساختار ـ اگر آن را به معنی انتخاب و آرایش عناصر طراحی داخلی در نظر بگیریم ـ در چنین فضاهایی در نهایت توسط عناصر طراحی داخلی شكل می‎گیرد، بدین‎ترتیب كه روابط قابل رؤیت این عناصر، فضای داخلی یك مكان را مشخص كرده و بدان نظم می‎بخشد. بر این اساس، طراحی داخلی نقش تأثیرگذار و قابل اعتنایی در تعریف و سازمان‎دهی فضاهای داخلی ساختمان‎ها و در نهایت ارتقای كیفیت كاركردی ـ زیبایی‎شناختی آنها ایفا می‎كند، نقشی كه بهره‎گیری از طراحی داخلی در ساخت‎وسازها را به ضرورتی اجتناب‎ناپذیر تبدیل می‎نماید.


اگر به معماری به عنوان نوعی جریان بنگریم و بخواهیم آینده و سیر تحول آن را بررسی کنیم , پاسخگویی به یک سوال الزامی است : چه چیز موضوع این تحول بوده ؟ یعنی در سیر تحول معماری چه چیز متحول شده است ؟ پاسخ کاملا واضح است : فضا . فضا مسئله ی محوری و بنیانی در معماری است . خلق آن یا خلق اتفاقی در آن مهمترین هدف معماری می باشد . این دیدگاه , در معماری دو مفهوم پایه ای را دنبال میکند : 1- فضا
2- عناصر تعریف کننده فضا
می توان این دو مفهوم را به فضای مثبت و فضای منفی تعریف کرد که در آن فضا همان فضای مثبت و عناصر تعریف کننده فضا مثل کف و سقف و دیوارها و ... فضای منفی می باشد . بررسی تاریخ معماری نشان می دهد که تحولات تاریخی در معماری در ساخت فضای منفی ( عناصر تعریف کننده فضا ) و به تبع آن شکل گیری تازه فضای مثبت بوده است .
به عنوان مثال اختراع قوس که معماری را از پوسته های ضخیم و سنگین رهانید , یکی از این تحولات محسوب می شود . اختراع چهارطاقی که به معماران امکانات و آزادی عمل وسیعی را بخشید یکی دیگر از این تحولات محسوب می شود . در واقع در تاریخ معماری , معماران سعی کرده اند هوشمندانه و پیچیده تر از عناصر تعریف کننده فضا ( فضای منفی ) به نفع فضا ( فضای مثبت ) استفاده کنند . در واقع در سیر تحول همیشه نسبت فضای مثبت به فضای منفی افزایش یافته است . اختراع قوس , اختراع چهارطاقی , اختراع گنبد و در دوران اخیر استفاده از سازه های فلزی و بتنی , همگی باعث افزایش حجم فضای مثبت شده اند , این یعنی حرکت به سمت تعریف فضا با حداقل ماده .
حال میتوان چنین تصور کرد که همین روند در آینده نیز ادامه خواهد یافت یعنی از حجم ماده کم می شود یا به عبارت دیگر ماهیت مادی عناصر تعریف کننده فضا مرتبا کاهش می یابد . با کاسته شدن از حجم و ماهیت مادی عناصر تعریف کننده فضا , تحولات عمیقی در مفهوم معماری و مفهوم فضا اتفاق خواهد افتاد . دیگر مفاهیم سنتی از قبیل دیوار , کف , سقف و ... نه مطلق خواهد بود و نه به تنهایی می توانند تعریف کننده فضا باشند .
به این ترتیب با متحول شدن مفهوم سنتی فضا و پررنگ شدن نقش عناصر غیر مادی تعریف کننده فضا و به حداقل رسیدن حرکت ماده و افزایش حرکت ها و ارتباطات غیر فیزیکی , مفهوم معماری نیز عمیقا متحول خواهد شد . یکی از نقاط تحول , فقدان فطعیت فیزیکی فضا خواهد بود که نتیجه مستقیم غیر مادی تر شدن مرزهای فضاست

5.تعریف بعضی از مفاهیم مانند تراکم و گشایش

عمق در فضا:
موثر ترین و رایج ترین شاخص های ادراک عمق عبارتند از جلوه ی پرسپکتیوی درجه بندی بافت………………………

تراکم عناصر در فضا:
نزد معماران چنین نیست که فضا فقط عمق داشته باشد بلکه کم و بیش متراکم نیز هست.هنکامی که تراکم بیشتری مناسب به نظر رسید معماران از طریق درجات یا مراحل عمق بینابینی و نزدیکتر در پی تنظیم یا مدول بندی فواصل برمیآیند…………………..


گشایش های فضایی:
یکی از تقابلهای بنیادین که تمایز انواع فضا ها را امکان پذیر میسازد این است که فضاهای مذکور میتوانند هم محصور و درونگرا و متمرکز بر خود بوده و هم باز و برونگرا و مرکز گریز باشند…………………………….

همجواری و تخلخل فضایی:

عناصر تعریف فضا و همچنین بازشو ها مشخصه ی انواع روابط فضایی و در واقع میزان استقلال و خودبستگی فضا یا میزان پیوند آن کم و بیش با دیگر فضاها به شمار میآیند……………….
لطفا پس از مطالعه ، با فاتحه ای رفتگان مرا میهمان کنید . . .

طراحی وبسایت واکنشگرا اصفهان
برنامه نویسی اصفهان
پروژه های پایگاه داده و نمودار ER
دانلود پروژه کارآفرینی
کلید سازی سیار اصفهان
09131253620
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان